السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
362
تفسير الميزان ( فارسي )
« فلا اقسم بالخنس » روايت كردهاند كه فرمود : منظور ستارگانى هستند كه در شب خودنمايى نموده و كنوس مىكنند ، و در روز پنهان گشته ، خنوس مىكنند ، و به چشم كسى نمىآيند « 1 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ » ) * آمده : يعنى سوگند مىخورم به « خنس » كه نام ستارگان است ، و در معناى * ( « الْجَوارِ الْكُنَّسِ » ) * آمده : يعنى به ستارگانى كه در روز كنوس مىكنند ، يعنى پنهان مىشوند « 2 » . و در مجمع البيان آمده : « بالخنس » يعنى ستارگان كه در روز خنوس مىكنند ، و در شب ظاهر مىگردند ، « الجوارى » صفت آن ستارگان است كه در مدار خود جريان دارند . « الكنس » نيز از صفات ستارگان است ، چون هر يك در برج خود كنوس مىكند ، يعنى پنهان مىشود ، همانطور كه آهوان در كناسه و آشيانه خود پنهان مىشوند ، و اين ستارگان پنج كوكب هستند : 1 - زحل 2 - مشترى 3 - مريخ 4 - زهره 5 - عطارد . و از على ( ع ) روايت شده كه در معناى * ( « وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ » ) * فرموده : يعنى وقتى با تاريكى خود مىرود « 3 » . و در تفسير قمى در ذيل آيه * ( « وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ » ) * آمده : يعنى شب هنگامى كه تاريك شود ، * ( « وَالصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ » ) * يعنى روز هنگامى كه بالا مىآيد « 4 » . و در الدر المنثور است كه ابن عساكر از معاوية بن قرة روايت آورده كه گفت : رسول خدا ( ص ) به جبرئيل فرموده : پروردگارت چه ثناى جميلى از تو كرده ، آنجا كه فرموده : * ( « ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ » ) * ، حال بگو ببينيم قوت تو چگونه و امانت تو چيست ؟ جبرئيل عرضه داشت : اما قوتم نمونه اش يكى اين است كه وقتى به سوى شهرهاى لوط كه چهار شهر بود مبعوث شدم ، با اينكه در هر شهرى صد هزار مرد جنگى غير از اطفال وجود داشت ، سرزمينشان را از ريشه چنان كندم و آن قدر بالا بردم كه حتى اهل آسمان صداى مرغهاى خانگى و پارس كردن سگهاى آن شهرها را شنيدند ، آن گاه از آنجا شهر و سكنه آن را رها كردم ، و همه را كشتم . و اما امانتم اين است كه هيچ ماموريتى نيافتم كه چيزى از آن كم و يا زياد كنم « 5 » .
--> ( 1 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 320 . ( 2 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 408 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 446 . ( 4 ) تفسير قمى ، ج 2 ، ص 408 . ( 5 ) الدر المنثور ، ج 6 ، ص 321 .